هوش هیجانی

احساسات و هیجانات، راهنمای شما هستند

تیر ۱۱, ۱۳۹۶
احساسات-راهنما

بسیاری از مردم از احساسات و هیجانات خود شناخت ناچیزی دارند. اغلب فکر می کنند احساسات یعنی فقط غم، شادی، استرس، خشم، ترس و عشق، در حالیکه احساسات ما دنیا و کارکرد وسیعی دارند. شما چقدر با احساسات خود آشنا هستید؟ آیا وقتی از شما سوال می پرسند که «حالت چطور است؟» می گویید «نمیدانم!» یا «عصبانی هستم!» یا «خوشحالم!» یا حتی «ی طوری هستم!!» ؟ آیا زیر مجموعه های احساسات خود را می شناسید؟ آیا در لحظه می توانید تشخیص دهید که چه احساسات و هیجاناتی دارید؟ آیا با مفهوم شدت احساس آشنا هستید؟

بسیاری از مردم نه تنها احساسات خود را نمی شناسند بلکه نمی دانند که چطور با احساسات خود رفتار کنند. خیلی ها احساسات خود را سرکوب و خفه می کنند، خیلی ها از احساسات خود فرار می کنند و خیلی ها آن را انکار و تظاهر به نبودن آن ها می کنند. هر یک از شما باید به این آگاهی و توانایی برسید که احساس خود را احساس و تجربه کنید. اغلب مردم به محض اینکه متوجه هیجانی در خود می شوند یا می خواهند آن را برای همیشه حفظ کنند یا می خواهند فورا آن را تغییر داده و از شر آن خلاص شوند. این واکنش ها بدترین نوع واکنش در مقابل احساسات هستند. گاهی باید به احساسات توجه کنیم و گاهی باید حواس خود را پرت کنیم، اما تشخیص این موقعیت ها بسیار مهم است. احساسات و هیجانات، اطلاعات بسیار ارزشمندی را از وضعیت و حالتان به شما می دهند. بنابراین، برای پیشبرد زندگی لازم است که شناخت صحیح و کافی ای نسبت به احساسات و هیجانات خود پیدا کنید.

هیچ زمانی نیست که شما خالی از هیجان یا احساس باشید، بنابراین، همیشه شما حداقل، یک احساس خاص درون خود دارید. بعضی ها گمان می کنند که هیجانات منفی نباید وجود داشته باشند و همین باور باعث می شود که واکنش های نامناسبی را در مقابل احساسات خود بروز دهند.

نکته ی مهم این است که شما یاد بگیرید که چطور از هیجانات منفی خود بر طرز صحیحی استفاده کنید. بنابراین، چیزی با عنوان «نباید باشد!» در بحث هیجانات وجود ندارد. هیجانات ما هستند، چه بخواهیم و چه نخواهیم! تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که آن ها را خوب بشناسیم و مدیریت کنیم. احساسات و هیجانات راهنمای شما هستند. 

احساسات-راهنما

هیجانات ما محرک و انگیزه های رفتاری ما هستند. برای اینکه بتوانیم رفتار های خود را کنترل کنیم، اولین قدم اشراف بر هیجانات خود است. به همین دلیل است که شناخت هیجانات اهمیت بسزایی دارد. این هیجانات اطلاعات مهمی را از دلایل بیماری ها و ابتلا به بیماری های احتمالی در آینده به ما می دهند. آن ها از کمبود ها و اختلالات شخصیتی ما نیز اطلاعات مهمی به ما می دهند. این هیجانات و احساسات سیستم هدایت کننده هستند اما فراموش نکنید که گاهی احساسات ما هشدار های کاذب به ما می دهند. مثلا زمانی که ما تجربه ی بدی از اتفاقاتی خاص در گذشته در زندگی خود داریم، هر بار که به شرایط شبیه به آن موقعیت ها بر می خوریم احساسات به ما هشدار میدهند، اما این هشدار ها می توانند کاذب باشند. مثلا، زمانی که در گذشته، فردی با قد کوتاه، پوستی سبزه و چشمانی سبز به ما آسیب زده باشد، وقتی در آینده فردی با چنین ویژگی های ظاهری را می بینیم ممکن است مضطرب شویم. آیا این اضطراب قطعا صحیح است؟ مسلما خیر! در این شرایط ممکن است که احساسات ما فقط تداعی شده باشند. بنابراین، مسیر شناخت احساسات پیچ و خم های خاص خود را دارد.

گاهی احساسات ما اطلاعاتی از پرونده های باز گذشته به ما می دهند. مثلا احساس غم همیشگی، اضطراب مزمن، حس افسردگی و … این نوع احساسات به ما نشان می دهند که پرونده هایی از اتفاقات گذشته هنوز درون ما باز است که بار عاطفی خود را حفظ کرده است. در این صورت باید به گذشته بازگردیم و آن پرونده ها را ببندیم، البته با کمک یک متخصص!

سر شاخه ی احساسات ما یعنی احساس عشق، غم، خشم، ترس، شرم، زیر مجموعه های زیادی در خود دارند. مثلا عشق شامل شادی، سرور، ذوق، شوق، سرزندگی و… است. یا غم شامل یاس، ناکامی، رنجش، تنهایی، سردرگمی و.. است. احساس خشم شامل تنفر، برآشفتگی، انزجار، تحریک پذیری و … است. همینطور دیگر احساسات اصلی ما نیز شامل زیر مجموعه احساسات هستند.

احساسات خود را بشناسید و آن ها را تجربه کنید. از فرار از آن ها یا انکار و سرکوب شان دوری کنید. این نوع واکنش ها به سیستم روان شما آسیب می زنند و احساسات ناخوشایند را در شما قوی تر می کنند. خودآگاهی مهمترین مهارتی است که شما باید در جهت کسب توانمندی فردی بدست آورید.

 

برای بدست آوردن دانش درباره ی احساساتتان و کسب مهارت مدیریت هیجانات خود می توانید در کارگاه عملی تقویت هوش هیجانی شرکت نمایید. 

ممکن است همچنین دوست داشته باشید

بدون دیدگاه

یک پاسخ ارسال کنید