هوش هیجانی

رابطه ی هوش هیجانی با اهمال کاری چیست؟

آذر ۲, ۱۳۹۵
رابطه ی هوش هیجانی با اهمال کاری چیست؟

اهمال کاری یا به تعویق انداختن انجام کارها یکی از آفت های موفقیت در انجام وظایف و یکی از بزرگ ترین موانع در مسیر موفقیت است. اهمال کاری کارهای آسان را سخت می کند و کارهای سخت را سخت تر!

افراد اهمال کار از روی عادت و عمدا کارهایی که باید انجام شوند را تا لحظه ی آخر به تعویق می اندازند. تقریبا تمام انسان ها در زندگی خود موضوعی برای اهمال کاری دارند، تمام انسان ها در زندگی خود کارهایی دارند که همیشه آن ها را به تعویق می اندازند، یا تمام انسان ها در مقطعی از زمان دچار اهمال کاری می شوند. بنابراین، نمی توان گفت که بعضی از افراد اصلا اهمال کار نیستند اما برخی از انسان ها به اهمال کاری عادت می کنند.

ما برای اهمال کاری های خود دلایل مختلفی داریم، از جمله:

  1. عادت. من در لحظات آخر خیلی بهتر می توانم کار کنم! مشکلی نیست، من همیشه کارها را در لحظات آخر به انجام می رسانم. یا اینکه، من همیشه باید کارها را در لحظه ی آخر انجام دهم.
  2. استرس.الان استرس دارم، کمی آروم تر که شدم می توانم کار کنم!
  3. خطا در زمان سنجی.حالا وقت هست! بالاخره آن را در زمان مناسب خود انجام می دهم.
  4. خودناباوری. می ترسم که نتوانم!
  5. تنبلی. انجام این کار سخت است، می خواهم راحت باشم!
  6. ابراز مخالفت. اصلا دوست ندارم این کار را انجام دهم به دلیل اینکه …. ! (این نوع اهمال کاری، شیوه ی مقابله ای با دیگرانی که آن ها را دوست نداریم یا با وظیفه ای که با آن مخالف هستیم می باشد، بنابراین اگر کاری مربوط به آن ها شود تا لحظه ی آخر انجام آن را به تعویق می اندازیم.)
  7. لذت جویی. الان می خواهم از زندگی ام لذت ببرم، آن کار را هم بعدا انجام می دهم.
  8. حل مسئله در گذر زمان. خیلی وقت ها خیلی مسائل را باید به حال خود رها کنی تا خود به خود حل شوند.

اهمال کاری احساس بدی را در افراد ایجاد می کند زیرا طی پروسه ی آن، فرد عزت کلام و ارزش های خود را زیر پا می گذارد تا از کاری فرار کند و در نهایت مجبور است که دوباره بازگردد و آن کار را انجام دهد. اهمال کاری را می توان نوعی فرار محسوب کرد، فرار از چیزهایی که در نهایت مجبور به انجام آن ها هستیم تا بتوانیم بهتر زندگی کنیم.

اهمال کاری فرآیندی است که از هیجانات ما بر علیه ما سوء استفاده می کند. این فرآیند با تحریک هیجانات ناخوشایند بر ما تاثیر گذاشته و ما را از انجام مسوولیت هایمان دور می کند. در این زمان یکی از بزرگ ترین اقداماتی که ما می توانیم انجام دهیم، «تقویت هوش هیجانی» است. هوش هیجانی ما به شناسایی و مدیریت هیجانات ناخوشایند پرداخته و ما را متقاعد می کند که عزت نفس خود را زیر پا نگذاشته و هر چه زودتر اقدام کنیم.

رابطه ی هوش هیجانی با اهمال کاری چیست؟

الگو های تکراری در انجام اهمال کاری بسیار تاثیر گذار هستند، به عنوان مثال، زمانی که شما وظیفه ای دارید که باید آن را انجام دهید، طبق عادت، ذهن شما به بررسی موضوع می پردازند و دلایلی می آورد که شما را مجاب به فرار می کند، دلایلی مانند: « این کار زمان زیادی می خواهد»، « این کار مهارت زیادی می خواهد»، « تو از پس انجام این کار بر نمی آیی»، « این کار انرژی زیادی از تو می گیرد» و… تمامی این افکار هیجانات شما را تحریک کرده، انرژی شما را تخلیه و ترس و استرس را درون شما ایجاد می کند.

این روند تا جایی شما را پیش می برد که تصمیم به فرار بگیرید. در حقیقت می توان آن را نوعی واکنش دفاع روانی در مقابل ترس و استرس دانست.

برای رهایی از این چرخه می توانید قدم های زیر را تمرین کنید (فراموش نکنید که پاسخ هر سوال را باید بنویسید) :

  • اولین حالت و مکالمات ذهنی خود در زمانی که باید کاری را انجام دهید اما تمایلی به انجام آن ندارید را شناسایی کنید. چه احساسی دارید؟ چه افکاری دارید؟ چه مقاومتی درون شما است؟
  • فکر می کنید که چه احساسات و افکاری باید جای احساسات و افکار فعلی شما باشند تا شما پویا تر و فعال تر شوید؟
  • چه بهانه هابی برای خود می آورید که مانع حرکت شما می شود؟
  • از خود بپرسید که «اگر این کار را به تعویق بیاندازم چه عواقبی خواهد داشت؟ چه احساساتی در مورد خود پیدا می کنم؟ چه حالت هایی را دوباره تجربه می کنم؟» سپس، از خود بپرسید که « اگر این کار را انجام دهم چه خواهد شد؟»
  • تصمیم بگیرید که این کار را انجام دهید.

افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند نمی توانند هیجانات خود را مدیریت کنند و تحریک هر نوع هیجان در آن ها موجب کاهش عملکرد مثبت و کاهش چابکی آن ها می شود. اهمال کاری یک فریب ذهنی از سیستم دفاع روانی افراد است. قدم اول شناسایی ترفند های این سیستم است. قدم بعدی تقویت هوش هیجانی است که توسط آن بتوانید هیجانات خود را مدیریت کرده و وظایف تان را به انجام برسانید.

ناگفته نماند که گاهی برخی از کارها به تعویق می افتند زیرا ما هیچ علاقه یا تعهدی به انجام آن ها نداریم. در این زمان، آزاد هستیم که انتخاب کنیم که « آیا می خواهم این کار را انجام دهم؟ آیا آن را دوست دارم؟ آیا انجام این کار در اولویت اول هست؟ آیا این کاری است که من دوست دارم انجام دهم؟ یا خیر؟» می توانید انتخاب کنید که انرژی و زمان خود را در کارهایی سرمایه گذاری کنید که دوست دارید، بنابراین، اگر کاری را دوست ندارید پس تغییرش دهید و اگر نمی توانید آن را تغییر دهید، پس سعی کنید که دوستش داشته باشید.

 

در صورت تمایل می توانید در کارگاه های تقویت هوش هیجانی شرکت نمایید. 

ممکن است همچنین دوست داشته باشید

4 دیدگاهها

  • پاسخ ali asadi آذر ۱۱, ۱۳۹۵ در ۷:۱۷ ق٫ظ

    سلام
    ممنون از صراحت و شیوایی نوشتاری شما
    فکر میکنم مسئله واقعا مهمیه
    و این مشکل پیامد عدم توجه به مسائل روانشناختی در کشور ماست.

    • پاسخ میترا فتحی آذر ۱۲, ۱۳۹۵ در ۶:۰۸ ب٫ظ

      سلام و عرض ادب.
      ممنون از شما بابت مطالعه ی مقاله

  • پاسخ شیما شاهین داد خرداد ۱, ۱۳۹۶ در ۶:۲۷ ب٫ظ

    مقالات بسیار عالی و اموزنده هستند

    • پاسخ میترا فتحی خرداد ۵, ۱۳۹۶ در ۱۰:۱۰ ب٫ظ

      ممنون که مطالعه می فرمایید.

    یک پاسخ ارسال کنید