تیپ های شخصیتی

شخصیت مهرطلبی چیست و مهرطلب کیست؟

اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۵
شخصیت مهرطلبی چیست و مهرطلب کیست؟

شخصیت‏ مهر‏طلب شخصیتی است که وابستگی شدیدی به دیگران و عوامل بیرونی دارد. او هر کاری که انجام می‏دهد در نهایت در جهت کسب تایید، مهر و پذیرش است. سوال همیشگی وی این است: «من که این‌همه محبت می‏کنم، پس چرا بدی می‏بینم؟» در واقع بهتر است بپرسند که: «من که این‌همه محبت می‏کنم تا مرا بپذیرند و دوستم بدارند، پس چرا توقعات من را برآورده نمی‏کنند؟!» و این آغازی است بر دلزدگی و افسردگی در او. رفته‏ رفته رنجور، خشمگین و بی‏انگیزه می‏شود و از اجتماع فاصله می‏گیرد.

افراد مهرطلب پر از شرم هستند و این شرم به خاطر ترس آنها از طرد شدن و تایید نشدن است. این شرم دقیقا به‌دلیل همین ترس‏ها سرکوب می‏شود.

این تیپ شخصیتی از مسخره شدن، پذیرفته و تایید نشدن شدیدا می ‏ترسد، پس همیشه در لایه ‏ای از شرم همراه با ترس زندگی می‏کند و چون دچار خودکم ‏بینی است حتی طبیعی ‏ترین حالت‏ها، نیازها و احساسات انسانی خود را ممکن است در مواقع لزوم پنهان کند.

افراد افسرده لایه‏ ضخیمی از شرم درون خود دارند که باید برای بهبودی بیماری خود، شرم های خود را از دوران کودکی تا حال حاضر خود پیدا کرده، با آنها مواجه شوند و آنها را بپذیرند و یاد بگیرند که خود را با وجود تمام ویژگی‏های مثبت و منفی و نقص‏ها دوست داشته باشند، برای خود ارزش قائل شوند و به خود احترام بگذارند.

پیشنهاد می کنم مقاله 7 راهکار و تکنیک طلایی برای رهایی از شرم و خجالت را مطالعه فرمایید 

افرادی که تیپ شخصیتی مهرطلب در آنها قوی است هیچ‌وقت نمی‏توانند از شادی‏ها و موفقیت‏های خود نهایت لذت و بهره را ببرند. در نتیجه همیشه دلیلی برای نگرانی و ترس و اندوه پیدا می‏کنند. زمانی که این نگرانی و ترس و اندوه از ظرفیت آنها بیشتر شود خمودگی و افسردگی به سراغشان می‏ آید.

احساس گناه و سرزنش خود که یکی از ویژگی‏های بارز شخصیت مهرطلب است یکی دیگر از عوامل افسردگی می باشد. شخص مهرطلب بهتر است بیاموزد که دست از نیاز به تنبیه خود بردارد و به جای سرزنش و دادن احساس گناه به خود، خود را ببخشد و خطاهایش را جبران کند.

عادت و نیاز به هویت گرفتن از دیگران و اهمیت دادن به نظرات دیگران درباره خود تا جایی که روان فرد مهرطلب را بهم می‏ ریزد عامل دیگری است بر افسردگی. شخص مهرطلب بهتر است بداند که تا زمانی که به نظرات دیگران وابسته است حال او دائما دچار نوسان و افت ‏و‏خیز خواهد شد و این نوسان انرژی زیادی را از او می‏بلعد و وی دچار خستگی و فرسودگی می‏شود.

این مقاله برای اولین بار توسط میترا فتحی در هفته نامه ی ضمیمه ی روزنامه ی دنیای اقتصاد نوشته شده و به چاپ رسیده است.

ممکن است همچنین دوست داشته باشید

7 دیدگاهها

  • پاسخ مرتضی اردیبهشت ۷, ۱۳۹۶ در ۱:۵۵ ب٫ظ

    مطلب خوبه ولی اگه در مورد میل وابستگی این تیپ هم به مطلب اضافه بشه بهتر میشه.

    • پاسخ میترا فتحی اردیبهشت ۸, ۱۳۹۶ در ۷:۱۲ ب٫ظ

      ممنون که مطالعه فرمودید.

  • پاسخ مریم نصری خرداد ۱۲, ۱۳۹۶ در ۷:۲۱ ب٫ظ

    سلام خانم فتحی . عالی بود.
    میخواستم بدونم من بدون داشتن مربی میتونم از خجالت هام کم کنم .؟؟
    من خواننده هستم ولی وقتی میخوام تو جمع بخونم اونقدر تپش قلب میگیرم که تنفس با اینکه یه مسئله ی مهمه در آواز خوندن ،به شدت مختل میشه و کلا خراب میشه خوندنم. و هیچوقت تمام تواناییهام رو نتونستم نشون بدم.نه تو خوندن نه اکت صورت و نه به صورت کلی در اجرا .
    و نکته ی دیگه اینکه از بچگی میدونم که این که بقیه میبینن منو به عنوان شخصیت این من نیستم. همیشه بیخود و بیجهت لبخند دارم . همیشه ارزوم بوده که اون خود واقعیم باشم که خیلی مهربون نیست وپر از اعتماد به نفسه تو اجراهاش و باحاله …:'(:'(:'(

    • پاسخ میترا فتحی خرداد ۱۷, ۱۳۹۶ در ۱۰:۲۹ ق٫ظ

      سلام .
      برای درمان یک اختلال حتما به همراهی یک مربی یا مشاور کاردان نیاز است.
      شما در مدیریت هیجانات ضعیف عمل می کنید که دلایل آن با بررسی مشخص می شود.

  • پاسخ مریم نصری خرداد ۱۲, ۱۳۹۶ در ۷:۲۴ ب٫ظ

    و اینکه از کجا میتونم متوجه بشم که من جز کدوم دستهاز تیپهای شخصیتم . من تمام ویژگیهای هنرمند و پیشرفت گرا رو داشتم اما از 60 ویژگی افراد مهرطلب فقط 5 تا داشتم .و خودم نمیدونم دقیقا کدوم تیپ شخصیتی هستم .
    سوالم اینه که از کجا میشه متوجه شد که من کدوم تیپ هستم

    • پاسخ میترا فتحی خرداد ۱۷, ۱۳۹۶ در ۱۰:۲۹ ق٫ظ

      هر سه تیپ شخصیتی در همه ی افراد هست فقط یک یا دو تیپ بر هر فرد غالب تر می باشد.

  • پاسخ مریم شهریور ۱۱, ۱۳۹۶ در ۲:۱۱ ق٫ظ

    عرض سلام و احترام
    مطالب سایت شما بسیار روان ملموس و قابل فهم برای همه اقشار جامعه هست و سپاسگزارم بابت وقتی که برای سوال و جواب صرف می کنید..
    مهرطلب رو میتونم بگم من و مادرم هستیم… مادرم خیلی زیاد مادر بزرگمم اذه..محبت شدید ب اقشار ضعیف جامعه…. منم واقعا ب همه محبت میکنم از ته دلم. بدون تنتظار داشتن چیزی‌.همیشه عاشق حیوانات و طبیعتم و اکثرا حیون خونگی داستم الانم یه بچه گربه دارم و خیلی دوسش دارم.معتقدم ک محبت کردن ب اون بهتره تا محبت کردن ب ادما چون تو زندگیم هرکیو دوست داشتم ثابت شد اشتباه بوده.. من بنظرم محبت ک میکنم ب این دلیل نیس ک دوستم بدارند..مثلا گربم بیشتر موقعها گازم میگیره اما من اهمیتی نمیدم و بازم دوسش رم..من ترم پیش ک بودم مسائلی پیش اومد برام که از نظر روحی و جسمی هم بخاطر بیمار شدنم، که لازم دیدم برم پیش روانشناس دانشگاهمون ک خودش ب روانشناس احتیاج داشت.. درهرحال تشخیص داد ک من مهرطلبم و چیز بیشتری نگفت.. من همیشه محبت کردم ب همه بدون شناخت عمیق افراد بدون نیاز داشتن ب چیزی.اابته الان کمتر شده یکم..مثلا همکلاسیم سرجلسه امتحان برگشو دیدم اشتباه نوشته بهش گفتم درستش کرد نفعیم برام نداشت مشاورمون گفت اشتباه کردی بهم اما من برام مهم نبود ..حمایت گری زیادی دارم مثه پرستار.. قبول دارم فلششو ک زدم ب گوشی ک فایلای درسیو بهش بدم اشتباه بود..چون گوشیم جوری ویروس گرف ک با سه بار ریست فکتوری پاک نشدش و این کار اشتباه بود.. چون هیچکس فلش غریبه رو نمیرنه گوشبش…بنظرتون من میخوام دوستم داشته باشن؟
    من چکار کنم درمان کنم خودمو؟ با طرحواره ؟
    سپاس فراوان

  • یک پاسخ ارسال کنید