افسردگی, مقالات

مهمترین دلایل افسردگی کدامند ؟ (1)

اسفند ۲۱, ۱۳۹۴
دلایل دچار به افسردگی، چرا افسرده می شویم

بیماری افسردگی دلایل متعددی دارد.  افسردگی بیماری ای نیست که یک شبه و ناگهانی گریبان فرد را بگیرد. زمینه های مختلفی وجود دارند که مسیر را برای رسوخ این بیماری در فرد هموار می کنند، در این مقاله سعی می کنم که دلایل مختلف آن را در 6 دسته بندی کلی به شما ارائه دهم:

  1. عوامل روانی
  2. عوامل ذهنی
  3. عوامل رفتاری
  4. عوامل جسمی/ ژنتیکی/ هورمونی
  5. شرایط و عوامل محیطی
  6. عامل تغذیه

anger-pencil-cartoon

عوامل روانی:

 

  • خشم و رنجش‌های سرکوب شده

هنگام روانکاری افراد افسرده متوجه می‌شویم که فرد افسرده کوهی از خشم و رنجش را درون خود دارد. موقعیت‌های بسیاری در گذشته بوده است که احساسات خشم و رنجش در او برانگیخته و سپس سرکوب شده است. این حالات رفته‌رفته بر هم تلنبار می‌شوند و انرژی پتانسیل منفی در میزان بسیار بالایی را رها کرده و فرد را دچار افسردگی می‌کنند.

در نتیجه فرد افسرده باید تحت نظر یک مشاور کاربلد و ماهر شروع به کاویدن خشم‌ها و رنجش‌های درون و لحظاتی که در زندگی احساساتش جریحه‌دار شده‌ است، کند.

افسرده‌ها وابستگی شدیدی به حضور، توجه، محبت و نظر دیگران دارند. این افراد به نوعی تایید و ارزش خود را در بیرون از خود جستجو می‌کنند. افرادی هستند که در گذشته‌شان به هر دلیلی محبت نگرفته و طرد شده‌اند و حالا برای تامین آن، وابستگی شدیدی به اطرافیان خود پیدا می‌کنند.

این افراد در گذشته میل شدیدی به کنترل شرایط و اطرافیان داشته‌اند و چون در این امر نه تنها ناکام بلکه خود تحت کنترل قرار گرفته‌اند، در نهایت به افسردگی مبتلا شده‌اند.

از طرفی دیگر، شخصیت‌های برتری‌طلب هستند که تضاد زیادی میان من‌ واقعی و من ایده‌آل‌شان وجود دارد. این افراد اگر روزی متوجه واقعیت خود بشوند دچار یاس و افسردگی خواهند شد (مگر اینکه این مواجهه با مراقبت‌های فراوانی صورت گیرد تا آن‌ها بتوانند با این تضاد کنار آمده و من واقعی خود را بپذیرند).

 

  • ترس‌های سرکوب شده و حل نشده

افسرده‌ها ترس‌های زیادی در خود دارند. ترس از مکان‌ها، ترس از زمان‌ها (مثلا ترس از شب)، ترس از افراد، ترس از نقش‌ها (مثلا ترس از نقش همسر بودن یا ترس از همسر/ پدر/ مادر و…)، ترس از صداها‌، ترس از بوها، ترس از اتفاقات، ترس از طرد شدن، ترس از تنها ماندن، ترس از کامل نبودن، و…

اولین قدم در رفع ترس‌ها شناخت آن‌ها است. بنابراین از شما می‌خواهم که لیستی از تمام چیزهایی که از آن‌ها ترس داشته و دارید تهیه کنید. هرچه لیست شما طولانی‌تر باشد برنامه بهبودی شما بهتر پیش خواهد رفت زیرا طولانی بودن لیست شما نشانه تشخیص بیشتر ترس‌هایتان است.

 

 

  • سرکوب

به مرور باید بیاموزیم که احساسات و تمایلات خود را سرکوب نکنیم. اثر سرکوب هزاران بار مخرب‌تر از آن است که به احساسات، افکار و تمایلات‌مان اجازه بودن، حس شدن و پذیرفته شدن بدهیم.

یکی از اتفاقاتی که در اثر سرکوب رخ می‌دهد این است که زمانی‌که ما مواردی را سرکوب می‌کنیم رفته‌رفته انرژی پتانسیل منفی آن‌ها روی هم انباشته می‌شود و خود را به شکل بیماری‌های روان-تنی و افسردگی ظاهر می‌کند.

همچنین، سرکوب باعث می‌شود که ما اتفاقات مشابه و تجارب مشابه را به خود جذب کنیم. راه‌حل ساده و در عین حال دشوار (برای ما که به سرکوب خود عادت کرده‌ایم) این است که احساساتمان را ببینیم، احساس کنیم، بپذیریم و در مقابل آن‌ها مقاومت نکنیم.

قرار نیست بر اساس احساساتمان عمل کنیم، قرار است که به آن‌ها احترام بگذاریم، توجه کنیم و به آن‌ها اجازه‌ی حضور بدهیم.

 

 

  • حرص، خودخوری، تظاهر

حرص و خودخوری از دیگر عوامل ابتلا به افسردگی و سایر بیماری‌های روان‌-تنی است که در اثر آن انرژی پتانسیل منفی در بدن رها شده و فرد دچار افسردگی می‌گردد.

 

  • اندوه و عادت به اندوهگین بودن

غم و اندوه از بزرگترین عوامل ابتلا به افسردگی است. غم یکی از طبیعی‌ترین احساسات انسان است اما مشکل وقتی بزرگ می‌شود که غمگین بودن تبدیل به یک عادت برای ما شود.

 

 

  • استرس فراوان و مزمن

شرایط استرس‌زا مانند از دست دادن شغل، مرگ عزیزان، قطع رابطه‌ی عاطفی، زایمان می‌توانند منجر به بیماری افسردگی در فرد شوند. همچنین، اگر سابقه‌ی افسردگی در یک خانواده باشد، افراد آن خانواده در شرایط استرس‌زا، مستعدتر از سایر افراد به ابتلا به افسردگی هستند.

 

 

  • عشق‌های ناسالم یا سرکوب شده

عشق ناسالم موجب بروز اختلالات رفتاری، شخصیتی، روانی، ذهنی و مغزی در فرد شده تا جایی که پس از مدتی فرد احساس افسردگی می‌کند. همچنین، استرس ناشی از قطع رابطه‌ی عاطفی، عدم سوگواری کامل و احساس احساسات پس از آن فرد را دچار افسردگی می‌کند.

 

 

یکی از مهمترین عوامل بروز بیماری افسردگی، تیپ شخصیتی مهرطلب است. افسرده‌ها،افرادی مهربان (از نوع شخصیت مهرطلب) بوده‌اند و از  پذیرفته نشدن و طرد شدن هراس داشته و همچنین، محبتی که انتظار داشته‌اند را دریافت نکرده و طرد شده‌اند و در نهایت دچار یاس، دلزدگی و افسردگی شده‌اند.

افرادی که تایید خود را در بیرون از خود جستجو می‌کنند و نظر دیگران برایشان بسیار مهم است معمولا به راحتی دچار افسردگی می‌شوند. این افراد باید یاد بگیرند و باور کنند که «نظر دیگران هیچگونه تاثیری در واقعیت زندگی آن‌ها ندارد مگر اینکه خودشان این اجازه را به آنها بدهند و بر اساس نظر دیگران زندگی کنند.»

اینگونه افراد در کودکی محبت و توجه سالم و کافی را نگرفته‌اند و توسط والدینی بزرگ شده‌اند که توجه آن‌ها را دائما نسبت به «نظر مردم» جلب کرده‌اند. چنین فردی وقتی بزرگ می‌شود دائما در بیرون از خود به دنبال خود و شناخت خود می‌گردد، پس نظر خوب دیگران به معنای خوب بودن او، و نظر بد دیگران به معنای بد بودن او می‌باشد. لذا، به جرات میتوان گفت مهرطلبی یکی از ریشه های قوی افسردگی است.

به طور کلی بر هم خوردن تعادل میان سه تیپ شخصیتی برتری طلب، مهرطلب و عزلت طلب میتواند منجر به بروز افسردگی در افراد گردد. توضیح کامل آن را در قسمت مشخص شده برای این نوع بیماری در اختیار شما می‌گذاریم.

 

 

  • عزلت طلبی

در واقع عزلت طلب فردی است که از قبل دچار سرخوردگی و افسردگی شده است، اما هر چه بیشتر می گذرد، بیماری افسردگی در وی تشدید میشود. زمانی فرد به عزلت طلبی می رسد که دو تیپ شخصیتی برتری طلب و مهرطلب در او سرخورده شده باشند و فرد به ناامیدی رسیده باشد، لذا برای دفاع از خود تصمیم می گیرد که دیواری دور خود بکشد، نه آن را بردارد و نه اجازه دهد کسی از آن بگذرد.

 

download (15)

«خجالت» حالتی ذهنی-روانی است که در آن فرد به هر دلیلی دست به پنهان‌کاری می‌زند. خجالت شروعی است بر پنهان‌کاری و پنهان‌کاری یکی از دلایل و همچنین نشانه‌های اختلال‌ها و مشکلات روانی، ذهنی و جسمی است. ما به اندازه رازهایمان بیمار هستیم. هرچه پنهان‌کاری ما بیشتر باشد، خجالت، ترس و اضطراب در ما نیز بیشتر میشود و این حالت به راحتی می تواند افسردگی مزمن را در ما بوجود آورد.

ممکن است همچنین دوست داشته باشید

بدون دیدگاه

یک پاسخ ارسال کنید