وابستگی

ویژگی های شخصیت وابسته چیست؟

مرداد ۱۶, ۱۳۹۶
شخصیت-وابسته

وابستگی هم مانند همه ی مسائل دیگر در جهان هستی بخش مثبت و منفی دارد و درصدی از آن در همه ی انسان ها وجود دارد، اما زمانی که از شخصیت وابسته سخن به میان می آید، در واقع، با یک اختلال روبرو هستیم. در شخصیت وابسته نوعی چسبندگی عاطفی، ذهنی و رفتاری نسبت به افراد یا مسائل اطراف خود وجود دارد. وابستگی اختلالی است که از شخصیت آسیب خورده یا اختلالات شخصیتی نشات می گیرد. شروع وابستگی از ذهن بوده و با تغییر الگو های ذهنی و باوری بهبود می یابد. شخصیت های وابسته غالبا از وابستگی ای به وابستگی دیگر روی می آورند. شاید هیچوقت وابستگی در شخصیت های وابسته به صفر نرسد اما می تواند به تدریج بهبود یابد. شاید بتوان وابستگی را با اعتیاد برابر دانست. انسان ها به هر چیزی که وابسته می شوند در حقیقت به آن اعتیاد پیدا می کنند و زندگی شان به نوعی مختل می گردد.

اعتیاد فقط این نیست که ما وابستگی شدیدی به مواد مخدر یا الکل داشته باشیم، اعتیاد می تواند به بودن با فردی، داشتن چیزی، به سبک خاصی زندگی کردن، داشتن رفتاری و… باشد.

زمانی که شما آنقدر به چیزی وابسته هستید که زندگی تان بدون آن مختل می شود، بنابراین، معتاد آن مسئله هستید. البته می توان گفت اعتیاد یک گستره دارد که شدید ترین حالت آن اعتیاد به مواد مخدر، الکل و چیز هایی است که شما را رو به ویرانی می برند. جالب است بدانید که وابستگی یکی تاثیراتی است که خانواده های معتادین دریافت می کنند، یعنی یکی از تاثیرات بیماری اعتیاد بر خانواده های معتادین، وابستگی است.

ویژگی های شخصیت های وابسته چیست؟

  1. افراد وابسته غالبا در انکار و فرار هستند. آن ها درد درونی خود را انکار می کنند و برای فرار از آن آویزان عاملی خارج از خود می شوند. این افراد دروغ ها را باور می کنند و قادر به دیدن واقعیت ها نیستند، به بیانی بهتر، از دیدن واقعیت ها فرار می کنند. آن ها نیاز های ارضا نشده ی خود چه در گذشته و چه در حال را انکار می کنند. این افراد وقتی وابسته می شوند تمایل شان به دیگر مسائل و امورات زندگی را انکار کرده و آن را کنار می گذارند. آن ها بهره کشی از جانب دیگران را تحمل می کنند و وانمود می کنند که فرد مهم و تاثیر گذاری هستند. در رابطه با عامل وابستگی، احساس می کنند که در دام افتاده اند اما این مسئله را با رفتار هایی نظیر کنترل گری انکار می کنند. انکار و فرار از واکنش های همیشگی افراد وابسته است.
  2. در رابطه با انسان های دیگر، این افراد باور دارند که ناجی و سرپرست هستند. یکی از مهم ترین باور های سمی وابسته ها این است که « من ناجی دیگران هستم.» آن ها عمیقا خود را نجات دهنده و سرپرست دیگران می دانند و سعی می کنند با رفتار های مختلف دیگران را از وضعیتی که در آن هستند نجات دهند. این باور باعث می شود که آن ها درک صحیحی از انسان های اطراف خود نداشته باشند و صرفا به دلیل اینکه فکر می کنند که آن ها در وضعیت نا مطلوبی هستند، از راه های نا سالم سعی کنند که نجات شان دهند. سرویس دادن های افراط گونه یکی از مهم ترین رفتار های ناشی از باور سمی ناجی بودن است. در نگاه عمیق تر آن ها خود را در نقش خدای دیگران می بینند و فکر می کنند که می توانند کل دنیا را نجات دهند، مخصوصا عامل وابستگی خود را. آن ها عمیقا خود را مسئول دیگران می دانند و تمام انرژی، وقت، احساسات، نیاز ها و سلامتی خود را صرف عامل یا عوامل وابستگی خود می کنند. همچنین، این باور منجر به واکنش «کنترل» دیگران نیز می شود.پیشنهاد می کنم مقاله ی چگونه از وابستگی رها شوم؟ را بخوانید. 
    شخصیت-وابسته
  3. این افراد سعی می کنند با کنترل دیگران بر آن ها تاثیر بگذارند. زمانی که وابسته ها در مقابل عامل وابستگی خود قرار می گیرند و زمانی که احساس می کنند که کار دیگران یا کار دنیا ایراد هایی دارد و آن ها به عنوان ناجی و منجی باید وضعیت را سر و سامان دهند، کنترل گری شروع می شود. آن ها شروع به کنترل لحظه به لحظه ی حال عامل وابستگی خود می کنند. اگر این عامل یک انسان باشد، دائما او را چک می کنند و می خواهند وی را در قالبی که خود صحیح می دانند شکل دهند. همچنین، در برابر شرایط اطراف نیز دست به کنترل گری زده و تلاش می کنند شرایط را به شکلی که می خواهند در آورند.
  4. آن ها آنچه را که خود نیاز دارند به دیگران می دهند و از دیگران طلب دارند. غالبا وابسته ها آنچه که خود به آن نیاز دارند، مانند توجه، عشق و مراقبت، را به دیگران می دهند و سعی می کنند از این طریق نیاز درونی خود را ارضا کنند. همچنین، آن ها ارضای نیاز ها، خواسته ها، عشق و مراقبت را به جای اینکه خودشان به خود بدهند را از دیگران طلب می کنند. این افراد به جای اینکه به خود عشق و توجه دهند و از خود مراقبت کنند، به عامل وابستگی خود عشق و توجه می دهند و دائما سعی می کنند از او مراقبت کنند.
  5. وابسته ها عزت نفس تخریب شده ای دارند. احساس عمیق بی ارزش بودن درون وابسته ها کاملا مشهود است. آن ها حرمتی برای خود، نیاز ها، خواسته ها، احساسات و شرایط خود قائل نیستند زیرا از درون خود را لایق توجه و ارزشمندی نمی دانند. آن ها نمی دانند که چه می خواهند و چه نیاز هایی دارند و اگر بدانند هم اهمیت و ارزشی برای آن قائل نیستند. عزت نفس تخریب شده در وابسته ها باعث می شود که به جای ارزش گذاری برای خود و مراقبت از خود، دائما در خدمت یا متمرکز بر زندگی عامل وابستگی خود باشند. همچنین، آن ها پیوسته در صدد جلب رضایت دیگران هستند، هر چند که با رفتار های خارج از منطق و بعضا تنبیه گرایانه، باعث رنجش و آزردگی عامل وابستگی می شوند.
  6. تمام فکر و حرف وابسته ها درباره ی عامل وابستگی شان است. وابسته ها به هر چیزی که وابسته شوند، تمام فکرشان درگیر آن می شود و دائما در حال فکر کردن به آن یا حرف زدن درباره ی آن هستند. آن ها از عامل وابستگی خود هویت می گیرند و به همین خاطر است که از دست دادن آن عامل برایشان وحشتناک و دردناک است. در واقع فکر می کنند که با از دست دادن عامل وابستگی، هویت خود را از دست می دهند. وابسته ها دچار الگو های رفتاری تکرار شونده در رابطه با عامل وابستگی خود می شوند. آن ها به هر چیزی که وابسته شوند، به آن می چسبند و آن را تمام دنیا و تمام زندگی خود معرفی می کنند.

برای رهایی از وابستگی، پیشنهاد می کنم که کارگاه پیش نیاز آن، یعنی کارگاه عملی تقویت هوش هیجانی را بگذرانید. 

ممکن است همچنین دوست داشته باشید

بدون دیدگاه

یک پاسخ ارسال کنید