افسردگی

چگونه می توانم از افسردگی رها شوم؟

اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۶
رهایی-از-افسردگی

بیماری افسردگی یکی از مرموز ترین و قوی ترین بیماری ها است و شما به تنهایی قادر به رفع آن نیستید. در این مقاله ابتدا به برخی از نشانه های افسردگی پرداخته و سپس برخی از مواردی که برای رهایی از افسردگی باید در نظر بگیرید را شرح می دهیم:

نشانه های افسردگی چیست؟

  • غم و اندوه فراوان.
  • یاس و نا امیدی.
  • احساس بی ارزش بودن.
  • عدم درک کیفیت زندگی و لذت نبردن از آن.
  • بی تفاوتی نسبت به هیجانات و مسائل هیجان انگیز.
  • پر حرفی و گاهی پرخاشگری ( در شروع بیماری)
  • سکوت و مات زدگی ( در مراحل پیشرفته تر)
  • دردهای مختلف بدنی
  • یاد آوری اتفاقات تلخ گذشته و غصه خوردن بابت آن.
  • چاقی یا لاغری یکباره و مفرط
  • زود رنجی
  • عدم رسیدگی به ظاهر ، سلامتی و بهداشت
  • خواب فراوان
  • بی حالی و کرختی
  • میل به خودکشی

این پانزده مورد، برخی از علائم بیماری افسردگی هستند. زمانی که فردی افسرده می شود، ارتباط کیفی او با دنیا قطع می گردد. یعنی کیفیت مسائل را نمی تواند درک کند، لذت های زندگی را نمی بیند و هیچ چیزی برای او لذت بخش نیست، هیجاناتی که انسان های سالم تر دارند را تجربه و درک نمی کند. این فرد دائما به یاد اتفاقات تلخ گذشته می افتد، حسرت و غصه می خورد. او عمیقا احساس بی ارزش بودن و اضافی بودن دارد.

فرد افسرده غالبا بخاطر بیماری و وضعیت خود از اطرافیان خجالت کشیده و سعی می کند با تحقیر و سرزنش خود را تنبیه و دل دیگران را بدست آورد. افراد افسرده بسیار زود رنج هستند و با کوچکترین رفتار آزرده می شوند. هر چه بیماری شدت می گیرد، رسیدگی به وضع ظاهری، سلامتی و بهداشت در آن ها کاهش می یابد تا جایی که می بینیم آن ها هفته ای یکبار یا دو هفته یکبار، یا حتی ماهی یکبار حمام می روند. ابتدای افسردگی با پر حرفی، با صدای بلند فکر کردن و گاهی با پرخاشگری همراه است اما هر چه می گذرد فرد ساکت ها می شود تا جایی که در حالت های شدید بیماری ممکن است بیمار ساعت ها به یک نقطه خیره شود.

 

چه کار هایی برای رهایی از وابستگی لازم است؟

در اینجا به هفت مورد مهم که به شما کمک بزرگی می کند، اشاره می کنیم:

  • بر شخصیت و شناخت خود کار کنید. این کار را به تنهایی نمی توانید انجام دهید و باید از یک متخصص کاردان کمک بگیرید. اما حتما و قطعا باید درمان خود را پیگیری کنید و مداومت داشته باشید تا پروسه ی درمان کامل شود. فکر نکنید که با شش یا ده جلسه ی مشاوره مشکل شما حل می شود، حداقل باید یک سال زمان بگذارید و پیگیری مستمر داشته باشید.

خودآگاهی به شما کمک می کند که معنای جدیدی برای زندگی پیدا کنید. این مهارت شما را به خودتان باز می گرداند و روش صحیح زندگی کردن را به شما می آموزد. این مهارت بهترین و بدترین فرد زندگی تان را به شما نشان می دهد و یاد می دهد که چطور این دو را دوست بدارید. این مهارت شما را به سفر اعجاب انگیز درون تان می برد.

در طول درمان شما باید خود را، احساسات، علایق، نفرت ها، غم ها، خشم ها، رنجشها، رفتار ها، عادات و ده ها مسئله ی دیگر درباره ی خود کشف کرده و بشناسید.

رهایی-از-افسردگی

نگویید من خودم را می شناسم، شما اصلا خود را نمی شناسید! اطلاعات شما از خودتان ذره ای بیش نیست.

  1. مسائل سرکوب شده درون خود را شناسایی کرده و به کمک یک مشاور یا درمانگر کاردان راهکار های لازم برای بهبودی آن ها را پیش بگیرید. سرکوب یکی از مهم ترین دلایل ابتلا به افسردگی است. خشم ها، رنجش ها، خواسته ها، حرف ها و ترس های سرکوب شده همگی نیروی قدرتمندی هستند که افراد را دچار افسردگی می کنند.
  2. صحبت کنید. نه با هر کسی! بلکه با یک متخصص جلساتی را بگذرانید که در آن جلسات فقط صحبت کنید. برای این جلسات باید مدت زمان تعریف شود، یعنی به عنوان مثال، بیست ، سی یا پنجاه جلسه. اگر زمان و تعداد جلسات را نبندید، جلسات از حالت درمانی خارج شده و به درد دل با فرد معمولی تبدیل می شود.
  3. تمرین کنید خودخواه شوید!! می دانیم که بزرگ ترین باور شما عدم خودخواهی و رسیدگی به دیگران است، اما اگر می خواهید درمان شوید باید خودخواه شوید. باید توجه تان را از روی دیگران برداشته و به خودتان معطوف کنید. مهم نیست چه می گویند و چه قضاوتی دارند. مهم نیست چه توقعی دارند. مهم نیست درباره ی شما چه فکری می کنند. شما مسوول انجام وظایف آن ها نیستید. مهم نیست اگر گاهی از شما ناراحت و یا عصبانی می شوند. تنها کسی که فعلا مهم است و بیشترین نیاز را به کمک، محبت و توجه دارد، خود شما هستید. سلامتی شما در اولویت اول است. کار هایی که دوست دارید و خوشحال تان می کند را در زندگی خود انجام دهید و از پرستاری افراطی دیگران دست بردارید. بعد ها که حال تان بهتر شد می توانید به حالت تعادل بازگردید.

5- الگوی غذایی خود را تغییر دهید. غذا هایی بخورید که مواد مورد نیاز بدن شما را تامین کند غذا هایی میل کنید که شادی آور باشند. غذا های سالم میل کنید. لطفا در این زمینه هم از یک متخصص کمک بگیرید و نگویید که خودم بلد هستم!  به صراحت بگوییم که شما اگر بلد بودید که افسرده نمی شدید!

6- از فضا ها و افراد سمی دوری کنید. درون شما در حال حاضر پر از سم هست. بنابراین، نیاز به سم بیشتر ندارید! پس از فضا ها و افرادی که انرژی منفی می دهند دوری کنید. زمانی که سم موجود در شما دفع شد و قوی تر شدید آنوقت یاد می گیرید که چطور با افراد و موقعیت های سمی برخورد کنی. فعلا از خود مراقبت کنید و دور باشید.

7- بینش های غلط خود را اصلاح کنید. باور های مهر طلبانه، تعصب های بیهوده، دیدگاه برنده-بازنده، پنهان کاری احساسات، باور قربانی بودن، باور نا لایق بودن، کافی نبودن، دوست داشتنی نبودن، متعلق نبودن، بر آوردن توقعات دیگران و ده ها بینش غلط دیگر را شناسایی کرده و یک به یک آن ها را تغییر دهید. باز هم فراموش نکنید که مسیر بهبودی از افسردگی باید با حمایت یک فرد کاردان صورت بگیرد.

 

 

ممکن است همچنین دوست داشته باشید

بدون دیدگاه

یک پاسخ ارسال کنید