هوش هیجانی

3 درد مهلک در جامعه ی ایرانی که ناشی از هوش هیجانی پایین است چیست؟

آبان ۸, ۱۳۹۵
3 درد مهلک در جامعه ی ایرانی که ناشی از هوش هیجانی پایین است چیست؟

متاسفانه امروزه جامعه ی ایرانی علی رغم تمام افتخارات گذشته اش که همچنان به آن می بالد، در حوزه سلامت روان و اختلالات روانی یا شخصیتی دچار بحران شده است. باورها، بینش ها و عادت های غلط نیز به این بحران دامن می زند. با یک مشاهده ی ساده می توانیم نیاز شدید افراد به توجه و اختلالاتی چون خودشیفتگی، مهرطلبی، برتری طلبی، انحرافات جنسی، تجاوز به حریم ها، بیماری افسردگی و … را ببینیم. بحران ها و تعارضات را باید هر چه زودتر حل کرد. برای رفع این بحران ها باید چند قدم را طی کنیم :

۱. ابتدا باید بحران را ببینیم و ماهیت آن را بشناسیم،

۲. قبول کنیم که این بحران وجود دارد،

۳. سوال بپرسیم که “چطور می توانیم از این بحران عبور کنیم؟ برای رفع این بحران چه اقداماتی لازم است؟”

 

از آنجایی که ادعای رفع بحران در یک مقاله ادعایی غیر منطقی و نامعقول است، بنابراین، ما در مقالات بیشتر به شناخت و بررسی مسائل می پردازیم. ابتدا باید بحران ها را شناسایی کنیم و ببینیم که چیستند، سپس برای رفع آن ها برنامه ریزی و اقدام نماییم. در این مقاله میخواهیم به طور مختصر به شرح سه درد مهلک در جامعه ی ایرانی که ناشی از هوش هیجانی پایین است، بپردازیم:

 

۱. اتهام زدن به یکدیگر

حتما تا به حال افرادی را دیده اید که در مواجهه با افراد پولدار می گویند که “آنها دزد هستند و با پول دزدی به اینجا رسیده اند!”  یا شاید برای شما اتفاق افتاده باشد که حرفی زده باشید یا کاری انجام داده باشید اما به چیزی غیر از نیت اصلی خود متهم شده باشید.

یکی از عادت های زشت جامعه ی ما اتهام زدن به یکدیگر و پافشاری بر ذهنیت غلط خود است. بسیاری از افراد گمان می کنند که آنچه که آنها درباره مسائل یا افراد فکر میکنند حق مطلق است تا جایی که دیگران را به افعالی متهم می کنند که ممکن است در زندگی ایشان اختلالی بزرگ ایجاد کند. علت این اقدام هیجانی پایین بودن هوش هیجانی و به مراتب، ضعف در عزت نفس افراد است.

کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند، عزت نفس بالایی پیدا می کنند؛ کسانی که عزت نفس بالایی دارند به خود و به دیگران احترام می گذارند و بر ذهنیت خود نسبت به مسائل پافشاری نکرده و همیشه درصدی از احتمال برای اینکه اشتباه می کنند را به خود می دهند.

بنابراین، می توانیم عادت جدیدی را جایگزین عادت قدیمی کنیم و تمرین کنیم که قبل از اینکه به دیگران اتهام بزنیم، هیجانات خود را کنترل کرده و خوب فکر کنیم. از خود سوال بپرسیم که «این حرفی که من میزنم بر اساس چه مدارکی است؟ چقدر راست می گویم؟ و…» بدین ترتیب با طرح سوالات گوناگون خود و رفتار خود را به چالش بکشیم تا بخش منطق ما تقویت گردد.

 هوش هیجانی پایین

 

۲. دانشمند پروری

طوری به نظر میرسد که گویی تمام افتخار جامعه ی امروز ما به پیدا کردن دانش، حفظ کردن آن در ذهن، بازگویی آن برای دیگران، ادامه ی تحصیل، دریافت یک مدرک دانشگاهی و رسیدن به یک مقام دهان پر کن! شده است. در این میان بد نیست که از خود بپرسیم که از میان اینهمه افراد تحصیل کرده چند نفر از آنها می توانند خوب تفکر کنند؟ چند نفر از آن ها علاوه بر دانشمندی صاحب اندیشه و سَبک هستند؟ چند نفر از آنها هوش و خرد لازم برای زندگی دارند؟ چند از آن ها «اندیشمند» هستند؟

بد نیست که بپرسیم که آیا ما به شاگردان خود اندیشیدن را نیز آموزش می دهیم یا در مدارس و دانشگاه های ما فقط ربات هایی با اطلاعات فنی پرورش داده می شوند؟ آیا در مدارس و دانشگاه ها تفکر را آموزش می دهیم یا فقط دانشمند ( در معنای کسی که دانش دارد) بار می آوریم؟ بگذریم که امروزه بسیاری از تحصیل کردگان نیز از نظر بار اطلاعات فنی و تخصصی هم ضعیف هستند.

هوش هیجانی به ما می گوید که قدم اول در معرفی این نیست که بگوییم « من این اطلاعات را دارم، من رییس شرکت X هستم، من پزشک هستم و … بلکه می گوید ابتدا خود را اینگونه معرفی کنیم که « من چه اندیشه ای دارم، من چه توانایی هایی دارم، من چه استعداد ها و چه علایقی دارم، اینکه برای معرفی خود با رفتار، گفتار و تفکر خود به دیگران بگوییم من انسان مودب، محترم و اخلاق مداری هستم. و… یعنی خود را ابتدا با آنچه که هستیم معرفی کنیم، سپس با آنچه که بدست آورده ایم.

 

۳. مدرک گرایی

گویی ورد زبان ما شده است که بگوییم: “چقدر خوب است که در دانشگاه شرکت کنم تا یک مدرکی بگیرم تا من هم تحصیل کرده محسوب شوم، یا من هم مانند دیگران باشم، یا خانم/آقای دکتر یا خانم/آقای مهندس شوم، تا به خواسته هایم برسم و… البته تقصیری هم نداریم زیرا در جامعه ی ما، خصوصا در جامعه ی حرفه ای، برخورد اول با افراد این است که : « مدرک شما چیست؟ » از کسی نمی پرسند که « آیا فکر می کنی شایستگی این مقام را داری؟ اگر بله، بر چه اساسی اینطور فکر می کنی؟» و سپس بررسی های تخصصی صورت دهند تا ببینند آیا آن فرد واقعا شایسته ی سمت شغلی خود هست یا خیر؟ بسیاری از افراد سعی می کنند مدارک مختلف از انواع و اقسام دانشگاه های ایرانی و خارجی کسب کنند تا در معرفی خود انسان خیلی مهمی به نظر بیایند و دیگر کسی نتواند آن ها را زیر سوال ببرد.

چرا؟ زیرا به نظر می رسد که قابلیت ها، توانایی ها، مهارت ها، شایستگی ها، انسانیت و… به یک برگه که ناشی از تایید بار اطلاعاتی و چند نمره قبولی است، بستگی دارد. چنان در مدرک ها غرق شده ایم که گویی چشم و دهان ما را فقط یک مدرک دانشگاهی می بندد. اندیشه افراد مورد استقبال قرار نمی گیرد، به خلاقیت ها اهمیتی داده نمی شود، توانایی ها نادیده گرفته می شوند و… مگر اینکه مدارک تحصیلی بالایی از خود ارائه دهند.

خوشبختانه هنوز هم در جامعه ی ما انسان هایی هستند که حتی اگر تحصیلات آکادمیک بالایی هم داشته باشند هیچ جایی از مدرک شان صحبت نمی کنند و خود را با اندیشه و نوآوری شان معرفی می کنند و چه بسیارند اندیشمندان بی مدرک! وابسته کردن انسان، انسانیت و شایستگی های او به یک مدرک بیانگر هوش هیجانی و هوش خردورزی پایین است. اینکه ما نمی توانیم تفکرات هیجانی خود را بدست بگیریم و کمی به قابلیت های انسانی توجه کرده و آن ها را پرورش دهیم نشان می دهد که چقدر سطحی و هیجانی فکر می کنیم. خبر خوش این است که خوشبختانه هوش هیجانی تقویت شدنی هست و می توانیم برای رفع این معضلات از آن کمک بگیریم.

 

برای تقویت هوش هیجانی می توانید در کارگاه های تقویت هوش هیجانی شرکت نمایید.

ممکن است همچنین دوست داشته باشید

4 دیدگاهها

  • پاسخ طیبه آبان ۱۰, ۱۳۹۵ در ۱۱:۵۴ ق٫ظ

    سرکار خانم فتحی عزیز
    سلام و درود بر شما
    خوشحال می شوم مطالب بیشتری در لینکدین به اشتراک بگذارید.
    آرزوی موفقیت برای شما دارم.

    • پاسخ میترا فتحی آبان ۱۳, ۱۳۹۵ در ۱۰:۵۶ ق٫ظ

      سلام و عرض ادب
      ممنون از همراهی شما . به روی چشم ..
      زنده باشید

  • پاسخ حسین احسنی زاده آبان ۱۵, ۱۳۹۵ در ۱:۱۷ ب٫ظ

    سلام سرکار خانم فتحی تشکر می کنم از مقاله شما وبه واقع جامعه ما به لحاظ روحی وروانی نیاز به تحلیل وتحقیق بوده وافراد متخصص مثل شما واین مقالات وسایت ها واموزش می تواند به درمان عارضه ها ورفتار وافکار نادرست درجامعه ما کمک کند.چون ما که نسل گذشته وتجربه های زیادی داریم این تفکرات انحرافی را بیشتر درک وزیان انرا به شخص وجامعه بسیار می بینیم..موفق باشید

    • پاسخ میترا فتحی آبان ۲۰, ۱۳۹۵ در ۱۱:۳۴ ق٫ظ

      سلام و عرض ادب،
      ممنون که مطالعه فرمودید .
      زنده باشید. سپاسگزارم

    یک پاسخ ارسال کنید